مدح و شهادت رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع آن حضرت
آن شب که داغ، بر دلِ دنـیا گـذاشـتی رفـتی و سـر به دامن گـلها گـذاشـتی خالیست جای نور تو در قاب چشمها حــســرت بـرای آیــنــهٔ مـا گـذاشـتـی میهن پُر از شمیم شهادت شد ای عزیز مثـل هـمیـشـه پـنـجـره را وا گـذاشتی «هشتاد و شش بهار» تو مدیون عشق بود روزی که رو به عـالـم بـالا گـذاشـتی در حیرتم، امامِ جماعت! چرا ز شوق وقـت سـحـر نـمـاز فُــرادا گـذاشـتـی؟ امروز وقت «وعدهٔ صادق» رسیده بود آخر چه شد که وعـده به فردا گذاشتی گفتم تو کیستی که چنین ساده زیستی؟ یک عمر، روی خواهش دل پا گذاشتی با ناکـثین، که زهر به جام تو ریخـتند با خود قـرار صبـر و مـدارا گـذاشتی با خطبههای خاطرهانگیز و سبز خود روح بــهــار را بـه تـمـاشـا گـذاشـتـی قرآن پناهگاه تو بود ای «امین» عشق وقـتی قـدم به عـرش مُـعـلـی گـذاشتی گـاه عـروج، مـشت گـرهکـرده داشـتی یـعــنـی کـلـیـد حَـلِّ مـعـمــا گـذاشـتـی ریحـانهات کـنـار تو بـود و شـهـید شد شــاهـد بـرای روز مــبــادا گـذاشـتـی ای رهـبر مجـاهـد و مظلوم و مقـتدر! ما را در این مـبـارزه، تـنهـا گذاشـتی ای آرمان روشن و پاکـت نـمازِ قـدس حرمت به نام مسجد الاقـصی گذاشتی ایـثـار و اتـحـاد و امـیـد و مــقــاومـت از خـود به یـادگـار در اینجـا گـذاشتی در راه سـربـلـنـدی ایــران، رخِ نـیـاز بـر خـاک آســتـانـهٔ زهــرا گـذاشــتـی شد «مجتبی» به فضل خدا مقتدای ما پـیچـیده در سـراسـر گـیـتی صدای ما |